اثر موی تو بوده که نوازش کردم
محمدصادق رزمی
خیلی زیبا بود بایاد آن روزی که در فکرتدلمرده بودم، خسته و بی حالدر جزوه هایم، شعر می گفتمحتی کمی هم بر سر کارگرمای بیش از حد تیر است ویک بطری آب معدنی دستت ابی تقاضا کنم ایا بازبرایم میخری؟؟؟سر روی شانه ام ، آرام در فکریشاید که من زیر سرت... امایک لحظه این خلوت بهم ریزدزنگی که خورد،اما...گوشی به دستت، ناگهان رفتییک فکر باطل در سرم بودمبا خنده حالش را که پرسیدیمن یاد بغض اخرم بودم من یاد بغضی که فرو خوردمبازی آخر را نمی بردیمن یاد دستی که برمویشحالا تو میبری ...من با عذاب فکر کسی دربازوانت هر لحظه می میرمدر خلوت شبهای طولانییا انتقامی که نمی گیرمبدبخت یعنی داروی اعصابتنهایی ام در بستر و بالینبدبخت یعنی قرص خواب آورهُشیاری ام با زور ریتالین....
خیلی زیبا بود

بایاد آن روزی که در فکرت
دلمرده بودم، خسته و بی حال
در جزوه هایم، شعر می گفتم
حتی کمی هم بر سر کار
گرمای بیش از حد تیر است و
یک بطری آب معدنی دستت
ابی تقاضا کنم ایا
باز
برایم میخری؟؟؟
سر روی شانه ام ، آرام در فکری
شاید که من زیر سرت... اما
یک لحظه این خلوت بهم ریزد
زنگی که خورد،اما...
گوشی به دستت، ناگهان رفتی
یک فکر باطل در سرم بودم
با خنده حالش را که پرسیدی
من یاد بغض اخرم بودم
من یاد بغضی که فرو خوردم
بازی آخر را نمی بردی
من یاد دستی که برمویش
حالا تو میبری ...
من با عذاب فکر کسی دربازوانت
هر لحظه می میرم
در خلوت شبهای طولانی
یا انتقامی که نمی گیرم
بدبخت یعنی داروی اعصاب
تنهایی ام در بستر و بالین
بدبخت یعنی قرص خواب آور
هُشیاری ام با زور ریتالین....