ܓܓܓ  اِشـــغالگر  ܓ <اشعار محمد صادق رزمی>

ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓ <اشعار محمد صادق رزمی>

اشعار و نوشته های محمدصادق رزمی
ܓܓܓ  اِشـــغالگر  ܓ <اشعار محمد صادق رزمی>

ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓ <اشعار محمد صادق رزمی>

اشعار و نوشته های محمدصادق رزمی

آخر خط

رفتنت
نقطه ای بود
بر آخر خطی که
قرار بود تا انتهایش
با هم باشیم

"اشغالگر"

درد دارد

روزگارم
بی تو روز ندارد
فقط درد دارد

"اشغالگر"

کوتاه و بلند

من کوتاه می نویسم
ولی تو بلند بخوان
نوشته هایی را که
مرا دلتنگِ تو می کنند

"اشغالگر"

ما

ما و ماه
دیدن ندارد
بی تو

"اشغالگر"

امام تنها

تنهایی یعنی
غربت هادی
میانِ شیعیان
بینِ دوزاده امام

"اشغالگر"

تنه

تنه می زنند
به تنهایی هایم
تن هایی که
احساس ندارند

"اشغالگر"

غایب

"او"
همان ضمیر همیشه غایبی
که برای تو حاضر شد

"اشغالگر"

شب آرزوها

در دنیایی
که تو را ندارد
دیگر چه فرقی می کند
چه شبی باشد شب آرزوها
در دنیایی که تو را ندارد
من هیچ آرزویی ندارم

"اشغالگر"

خوب نیستم

صدایم کن
تا من جواب دهم
"جانم"
باور کن
من اصلاً حالم خوب نیست

"اشغالگر"

آرزوی تو

کاش در شب آرزوهایت
من نیز
آرزویِ تو باشم
شاید که بشود در آن دنیا
من به تو برسم

"اشغالگر"

طلای بی ارزش

زمان طلاست
ولی گاهی
بی ارزشترین شی دنیا می شود
وقتی
تو را در آن نداشته باشم

"اشغالگر"

باران

خدایا
به من باران قرض می دهی؟
می خواهم گریه کنم
بی آنکه اشکهایم را
نا مردمان ببینند

"اشغالگر"

دل ها

راه که هیچ
حتی بی راهه هم نداشت
دلِ تو
به دلِ من

"اشغالگر"

یادت

بمب ها
همیشه ویران نمی کنند
گاهی
دلتنگی ام برای تو
می شود یک بمب
که آباد می کند
یادت را
در دلم

"اشغالگر"

بی تو

بی تو
شبیه تهران شده ام
بزرگ و شلوغ
ولی تنها

"اشغالگر"

نمی آیی

لعنت به خاطره ها
وقتی مرا دلتنگِ تو می کنند
ولی تو را نمی آورند

"اشغالگر"

کپی رایت

بی شک
کپی رایت را
خدا رعایت کرد
وقتی
تو را
بی همتا آفرید

"اشغالگر"

هستی

همه جای اطاقم را
عطرِ حضورت پر کرده است بانو
خیالت در دلم
مستدام باد

"اشغالگر"

قبله

حتماً که نباید کعبه در مکه باشد
گاهی
تو می شوی
کعبه یک دل

"اشغالگر"

تقویم

تقویم های این حوالی
پر است از پاییز هایی
که از نبودنت می نالند

"اشغالگر"

می روم

مرگ پایانِ من نیست
وقتی دلت
ناگهان
هوای بودنم را می کند
ولی دیگر من نیستم
و این شروعی است برایم

"اشغالگر"

ملت

دلت یا دولتت
فرقی ندارند برایم
در جمهوریِ عشق
من همیشه
ملتِ تو اَم

"اشغالگر"

ساعت ها

ساعت های این حوالی
تیک تاک شان
نبودنت را
به رخ ام می کشند

"اشغالگر"

لعنت

لعنت بر اشک هایی
که کِدِر می کنند
آخرین تصویرت را
در چشم هایم

"اشغالگر"

وسوسه

هوس چیدن سیبِ نگاهت
از درخت عاشقی ها
مرا بی تاب می کند
برای رانده شدن از بهشت

"اشغالگر"

جهنم

مجازاتِ چیدن
همیشه
رانده شدن از بهشت نیست
گاهی چیدن یک عشق
از باغ دلت
مرا بیرون می کند
از این جهنم نبودنت

"اشغالگر"

عافیت

عافیتی که
من را به تو نرساند
به خیر نمی شود

"اشغالگر"

مخدر

مخدِرِ نگاهت
چنان مرا به اوج می بَرَد
که کوکایینِ کلمبیا نمی تواند

"اشغالگر"

مذاکره

کاش
می شد مذاکره کرد
با دلت
در بغداد یا هر کجای دنیا
نرفتنت را

"اشغالگر"

سیب و گندم

نه سیب بود و نه گندم
قرار بود آدم
فقط عاشق خدا باشد
ولی او
عاشق حوا شد
و خدا او را از بهشتش راند

"اشغالگر"

آشوب

هر آشوبی که انقلاب نمی شود
گاهی
آشوبِ یک دل
مقدمه ای می شود
برای خیانت

"اشغالگر"

حس تو

حس ات که بیاید
دیگر مهم نیست کجا هستم
یا چکار می کنم
آنگاه
فقط باید نوشت
از تو

"اشغالگر"

بخیر

بی تو
این روزها
بخیر نمی شود
فقط
می گذرند

"اشغالگر"

پایه

دلِ من و دلِ تو
دو جزیره جدا از هم اند
به هم پل نمی شوند
تا پایه ای از عشق نباشد

"اشغالگر"

دولت

دموکراسی ها اشتباه میکنند
گاهی
باید دیکتاتور باشی
تا دولتِ عشقم را
غیرِ از تو رئیسِ جمهوری نباشد

"اشغالگر"

گرسنه ام

میان این همه قحطی
من نیز
گرسنه ام
اندکی عشق
و کمی هم محبت به من بده

"اشغالگر"

تنها

تنهایم
مانند آن جزیره
در وسط اقیانوسی متلاطم
که نه کسی در من زندگی می کند
و نه کسی ادعای مالکیتم را می کند

"اشغالگر"

جای تو

جای تو خالیست
در همه
نمیکت های
دو نفره دنیا

"اشغالگر"

ناگهانی

باران بهاری را
دوست دارم
زیرا
مانند عشق
ناگهان می آید

"اشغالگر"

خدای کعبه

می گویند
اولین آرزو در کعبه را
خدا برآورده می کند
نمی دانستم
خواستنِ تو
خدای کعبه را بد قول می کند

"اشغالگر"

زخم

نمکِ روی زخم است
بارانی که
بی تو می بارد

"اشغالگر"

غافلم

خدای من
ببخش مرا
که غافل می شوم
از تویی که
هیچ وقت از من غافل نمی شوی

"اشغالگر"

یادت

یادِ تو
مانندِ بارانی تابستانی
می بارد
بر کویرِ تشنه از محبتِ دلم

"اشغالگر"

حکایت

از آنجا رانده
و از اینجا مانده
حکایت ما آدم هاست
که از بهشت رانده
و مانده در زمین شدیم

"اشغالگر"

ظهر جمعه

تو که نباشی
دلم
بی دلیل می گیرد
مانند بعد از ظهرهای جمعه

"اشغالگر"

همیشه

دیگر باور کرده ام
که من
همیشه
تو را
ندارم

"اشغالگر"

بودن

میان بودنِ ضمیر های مختلف
دلم
بودنی را می خواهد
که فقط برای من باشد

"اشغالگر"

بدترین

گاهی
حتی قذافی هم که باشی
باز دلی
در گوشه ای از دنیا
برایت تنگ می شود

"اشغالگر"

ساقی

چشمانت
شرابّ شیرازند
و خاطراتت
جامِ پیک های آن

"اشغالگر"

موسیقی

گاهی
اجرای زنده یک موسیقی
خاطرات مرده عشق تو را
برایم زنده می کند

"اشغالگر"