رفتنت
نقطه ای بود
بر آخر خطی که
قرار بود تا انتهایش
با هم باشیم
"اشغالگر"
روزگارم
بی تو روز ندارد
فقط درد دارد
"اشغالگر"
من کوتاه می نویسم
ولی تو بلند بخوان
نوشته هایی را که
مرا دلتنگِ تو می کنند
"اشغالگر"
ما و ماه
دیدن ندارد
بی تو
"اشغالگر"
تنهایی یعنی
غربت هادی
میانِ شیعیان
بینِ دوزاده امام
"اشغالگر"
تنه می زنند
به تنهایی هایم
تن هایی که
احساس ندارند
"اشغالگر"
"او"
همان ضمیر همیشه غایبی
که برای تو حاضر شد
"اشغالگر"
در دنیایی
که تو را ندارد
دیگر چه فرقی می کند
چه شبی باشد شب آرزوها
در دنیایی که تو را ندارد
من هیچ آرزویی ندارم
"اشغالگر"
صدایم کن
تا من جواب دهم
"جانم"
باور کن
من اصلاً حالم خوب نیست
"اشغالگر"
کاش در شب آرزوهایت
من نیز
آرزویِ تو باشم
شاید که بشود در آن دنیا
من به تو برسم
"اشغالگر"
زمان طلاست
ولی گاهی
بی ارزشترین شی دنیا می شود
وقتی
تو را در آن نداشته باشم
"اشغالگر"
خدایا
به من باران قرض می دهی؟
می خواهم گریه کنم
بی آنکه اشکهایم را
نا مردمان ببینند
"اشغالگر"
راه که هیچ
حتی بی راهه هم نداشت
دلِ تو
به دلِ من
"اشغالگر"
بمب ها
همیشه ویران نمی کنند
گاهی
دلتنگی ام برای تو
می شود یک بمب
که آباد می کند
یادت را
در دلم
"اشغالگر"
بی تو
شبیه تهران شده ام
بزرگ و شلوغ
ولی تنها
"اشغالگر"
لعنت به خاطره ها
وقتی مرا دلتنگِ تو می کنند
ولی تو را نمی آورند
"اشغالگر"
بی شک
کپی رایت را
خدا رعایت کرد
وقتی
تو را
بی همتا آفرید
"اشغالگر"
همه جای اطاقم را
عطرِ حضورت پر کرده است بانو
خیالت در دلم
مستدام باد
"اشغالگر"
حتماً که نباید کعبه در مکه باشد
گاهی
تو می شوی
کعبه یک دل
"اشغالگر"
تقویم های این حوالی
پر است از پاییز هایی
که از نبودنت می نالند
"اشغالگر"
مرگ پایانِ من نیست
وقتی دلت
ناگهان
هوای بودنم را می کند
ولی دیگر من نیستم
و این شروعی است برایم
"اشغالگر"
دلت یا دولتت
فرقی ندارند برایم
در جمهوریِ عشق
من همیشه
ملتِ تو اَم
"اشغالگر"
ساعت های این حوالی
تیک تاک شان
نبودنت را
به رخ ام می کشند
"اشغالگر"
لعنت بر اشک هایی
که کِدِر می کنند
آخرین تصویرت را
در چشم هایم
"اشغالگر"
هوس چیدن سیبِ نگاهت
از درخت عاشقی ها
مرا بی تاب می کند
برای رانده شدن از بهشت
"اشغالگر"
مجازاتِ چیدن
همیشه
رانده شدن از بهشت نیست
گاهی چیدن یک عشق
از باغ دلت
مرا بیرون می کند
از این جهنم نبودنت
"اشغالگر"
عافیتی که
من را به تو نرساند
به خیر نمی شود
"اشغالگر"
مخدِرِ نگاهت
چنان مرا به اوج می بَرَد
که کوکایینِ کلمبیا نمی تواند
"اشغالگر"
کاش
می شد مذاکره کرد
با دلت
در بغداد یا هر کجای دنیا
نرفتنت را
"اشغالگر"
نه سیب بود و نه گندم
قرار بود آدم
فقط عاشق خدا باشد
ولی او
عاشق حوا شد
و خدا او را از بهشتش راند
"اشغالگر"
هر آشوبی که انقلاب نمی شود
گاهی
آشوبِ یک دل
مقدمه ای می شود
برای خیانت
"اشغالگر"
حس ات که بیاید
دیگر مهم نیست کجا هستم
یا چکار می کنم
آنگاه
فقط باید نوشت
از تو
"اشغالگر"
بی تو
این روزها
بخیر نمی شود
فقط
می گذرند
"اشغالگر"
دلِ من و دلِ تو
دو جزیره جدا از هم اند
به هم پل نمی شوند
تا پایه ای از عشق نباشد
"اشغالگر"
دموکراسی ها اشتباه میکنند
گاهی
باید دیکتاتور باشی
تا دولتِ عشقم را
غیرِ از تو رئیسِ جمهوری نباشد
"اشغالگر"
میان این همه قحطی
من نیز
گرسنه ام
اندکی عشق
و کمی هم محبت به من بده
"اشغالگر"
تنهایم
مانند آن جزیره
در وسط اقیانوسی متلاطم
که نه کسی در من زندگی می کند
و نه کسی ادعای مالکیتم را می کند
"اشغالگر"
جای تو خالیست
در همه
نمیکت های
دو نفره دنیا
"اشغالگر"
باران بهاری را
دوست دارم
زیرا
مانند عشق
ناگهان می آید
"اشغالگر"
می گویند
اولین آرزو در کعبه را
خدا برآورده می کند
نمی دانستم
خواستنِ تو
خدای کعبه را بد قول می کند
"اشغالگر"
خدای من
ببخش مرا
که غافل می شوم
از تویی که
هیچ وقت از من غافل نمی شوی
"اشغالگر"
یادِ تو
مانندِ بارانی تابستانی
می بارد
بر کویرِ تشنه از محبتِ دلم
"اشغالگر"
از آنجا رانده
و از اینجا مانده
حکایت ما آدم هاست
که از بهشت رانده
و مانده در زمین شدیم
"اشغالگر"
تو که نباشی
دلم
بی دلیل می گیرد
مانند بعد از ظهرهای جمعه
"اشغالگر"
دیگر باور کرده ام
که من
همیشه
تو را
ندارم
"اشغالگر"
میان بودنِ ضمیر های مختلف
دلم
بودنی را می خواهد
که فقط برای من باشد
"اشغالگر"
گاهی
حتی قذافی هم که باشی
باز دلی
در گوشه ای از دنیا
برایت تنگ می شود
"اشغالگر"
چشمانت
شرابّ شیرازند
و خاطراتت
جامِ پیک های آن
"اشغالگر"
گاهی
اجرای زنده یک موسیقی
خاطرات مرده عشق تو را
برایم زنده می کند
"اشغالگر"