ܓܓܓ  اِشـــغالگر  ܓ <اشعار محمد صادق رزمی>

ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓ <اشعار محمد صادق رزمی>

اشعار و نوشته های محمدصادق رزمی
ܓܓܓ  اِشـــغالگر  ܓ <اشعار محمد صادق رزمی>

ܓܓܓ اِشـــغالگر ܓ <اشعار محمد صادق رزمی>

اشعار و نوشته های محمدصادق رزمی

جنایت

حتما که نباید قتل کنی
گاهی
شکستن یک دل
می شود بزرگترین جنایت قرن

"اشغالگر"

فراق

تویی که یارت
همیشه کنارت هست
کجای می دانی
دردِ انتظارِ یار را

"اشغالگر"

امید

پر امید ترین جمله دنیا
جمله ای ست که
مژده می دهد برگشتنت را

"اشغالگر"

بهار من

بهار
مرا ببخش
که تو آمده ای
ولی من سبز نمی شوم

"اشغالگر"

دل

شورِ شیرین را می زند
دلِ فرهاد

"اشغالگر"

راندی

خدا ما را از بهشت نراند
آنکه ما را از بهشت راند
خودخواهی تو بود

"اشغالگر"

متفاوت

میان کثرت دل های فاحشه
دلم
فقط
یک دلِ باکره می خواهد

"اشغالگر

غیرت

شمال و جنوب
فرقی ندارند
وقتی
غیرت نباشد

"اشغالگر"

حجاب

روسری، شال یا چادر
حجاب نیست
حجاب
درویشیِ چشمانِ من است
و باکرگی دلِ تو

"اشغالگر"

آخر دنیا

پل عابر پیاده در میدان صنعت
همان پل صراط در روز قیامت می شود
و حتی باریکتر
وقتی تو
دست در دست او
روبروی من عبور میکنی

"اشغالگر"

زشتم

مردابم و زشت
و سهم من از این دنیا
نیلوفریست
که هیچ وقت با من نماند

"اشغالگر"

شروع

به نامِ تو شروع میکنم
که نشانم دادی
خدا بخشنده است فقط برای او
و مهربان است فقط برای تو

"اشغالگر"

قسمت

چشم های زیبا و وحشیِ جنوبیِ تو
قلبِ تنها و پر از شروه من
باید می دانستم
دخترکان جنوب
مثلِ نفت و گاز
سهم از ما بهترانند

"اشغالگر"

نقطه

تو
یک کلمه ای در اول صفحه دفتری نو
من
یک نقطه در انتهای دفتری کهنه
تو شروعی و من پایان

"اشغالگر"

بگو سیب

وقتی می خندی
حق را به حوا می دهم
که از درخت سیب خدا
یک لبخند بچیند

"اشغالگر"

گسل

کدام گسل دلم فعال شد
که با دیدنت
شهر قلبم لرزید

"اشغالگر"

دلیل

بی دلیل زنده بودن ام
علت اش
بی تو بودنِ من است

"اشغالگر"

سکوت

سکوت می کنم
به حرمت
همه آن کجا هایی
که هیچ وقت به مقصد نرسیدند

"اشغالگر"

طعم

حوای من
طعم بهشت می دهد
برگشتن ات
مانند آدم
وقتی خدا می بخشد اش

"اشغالگر"

توصیف ات

تو از کدام دیاری
که چشمانت
به تلخی قهوه های کلمبیا
و لبخندت
به شیرینی شکر های برزیلی ست

"اشغالگر"

تمام

من بی تو
مانند نقاشی مونالیزا هستم
که لبخند ژکوند ندارد
برگرد
و کامل کن
من و نقاشی ات را

"اشغالگر"

مادربزرگ

قصه تنهایی من
مانند آن مادربزرگیست
که نوه ای ندارد
تا برایش قصه ها بگوید

"اشغالگر"

وسیله

مترو
قطار
کشتی
خودرو
هواپیما
تو بگو
کدام را سوار شوم
که مرا به تو برساند

"اشغالگر"

می سوزد

در قلبِ من
و در عسلویه
مشعل روشن است
آنجا گاز را می سوزانند
اینجا دلم را

"اشغالگر"

هیاهو

انقلاب
نامِ دیگرِ چشمانِ توست
وقتی
به من نگاه میکنی
و در دلم آشوب می شود

"اشغالگر"

نابینا

او چشمش نمی دید
و تو دلت
او پایم را لگد کرد
و تو دلم را

"اشغالگر"

ما ها

تو و او
من و تو
هر دو را میگویی ما
ولی من کجا و او کجا

"اشغالگر"

ژکوند

ژکوند
نامِ لبخندِ توست
وقتی
دست در دستِ او
با لبخندی پر راز
از کنارِ من گذر میکنی

"اشغالگر"

سیب

کاش سیب بودم
همان سیبِ عزیزی که
خدا به خاطرش
آدم و حوا و شیطان را
از بهشتش بیرون راند

"اشغالگر"

مشترک

تو
همان دردِ مشترکی
که از غمِ نبودنت
ایرانی تار می زند
و اسپانیایی گیتار

"اشغالگر"

تنهایی

من رفتنت را نگاه می کنم
شیشه اطاقم بغض می کند
و آسمان گریه

"اشغالگر"

خیابان

وفادار تر از غمت
خیابانی ست
که زیر پایم
تنهایی هایم را
با من قدم می زند

"اشغالگر"

بی تو

قلبِ من
بی تو
فقط خون را پمپاژ می کند
بدونِ ذره ای احساس

"اشغالگر"

خدایی

اگر ملاکِ خدا بودن
تنهایی بود
بی شک
من پروردگارِ خدا بودم

"اشغالگر"

صلیب

به صلیب کشیده ام
دلتنگی ام را
صلیبی از خدا ، تو و من

"اشغالگر"

دو حرف

سی و دو حرفِ الفبای فارسی
به صف شده اند
تا تو را توصیف کنند

"اشغالگر"

ملکه

تو و الیزابت
هر دو ملکه هستید
تو در قلبم
و او در انگلستان

"اشغالگر"

کوتاه

کوتاه تر از این متن ها
مدت زمانی بود
که ما با هم بودیم

"اشغالگر"

آیه

تو اگر
آیه ای از قرآن بودی
به گمانم خدا
سجده بر نامت را
واجب می کرد

"اشغالگر"

روز مبادا

آن روزها که من و تو ، ما بودیم
خاطراتت را
در گاوصندوق دلم مخفی کردم
برای روزهای مبادایی مثل امروز
که نیستی
ندارمت

"اشغالگر"

یاد تو

رابطه مستقیم دارند
قلم و یادت
به دست که میگیرم قلم را
می آید یادت
از پشت خروارها روزمرگی

"اشغالگر"

خوش

خوشا به حالِ خدا
که نگهدارِ توست

"اشغالگر"

سیب بهشت

حتی به جهنم هم رانده شوم
باز هم می چینم
سیبِ سرخِ خدا را
اگر حوای من
هوس سیب کند

"اشغالگر"

دلگیر

مهم نیست این فصل ها
که بی تو فقط عوض می شوند
نامشان چه باشد
وقتی دلم به وسعت باران گرفته باشد

"اشغالگر"

سال تحویل

چگونه تحویل دهم
همه آن سال هایی را
که بی تو سر کردم

"اشغالگر"

یعنی

یعنی می شود
روزی
من و تو
در زیر باران
با هم قدم بزنیم؟؟

"اشغالگر"

لرزش

دلم لرزید
از لرزش دستان پدرِ پیرم
وقتی به من
سیلی می زد

"اشغالگر"

منظومه

منظومه عشق است
خورشید چشمانت

"اشغالگر"

تلخترین

نبودنت
تلخ ترین واقعیت دنیاست

"اشغالگر"

بهار

و باز هم
بی تو آمد
بهار

"اشغالگر"