حتما که نباید قتل کنی
گاهی
شکستن یک دل
می شود بزرگترین جنایت قرن
"اشغالگر"
تویی که یارت
همیشه کنارت هست
کجای می دانی
دردِ انتظارِ یار را
"اشغالگر"
پر امید ترین جمله دنیا
جمله ای ست که
مژده می دهد برگشتنت را
"اشغالگر"
بهار
مرا ببخش
که تو آمده ای
ولی من سبز نمی شوم
"اشغالگر"
شورِ شیرین را می زند
دلِ فرهاد
"اشغالگر"
خدا ما را از بهشت نراند
آنکه ما را از بهشت راند
خودخواهی تو بود
"اشغالگر"
میان کثرت دل های فاحشه
دلم
فقط
یک دلِ باکره می خواهد
"اشغالگر
شمال و جنوب
فرقی ندارند
وقتی
غیرت نباشد
"اشغالگر"
پل عابر پیاده در میدان صنعت
همان پل صراط در روز قیامت می شود
و حتی باریکتر
وقتی تو
دست در دست او
روبروی من عبور میکنی
"اشغالگر"
مردابم و زشت
و سهم من از این دنیا
نیلوفریست
که هیچ وقت با من نماند
"اشغالگر"
به نامِ تو شروع میکنم
که نشانم دادی
خدا بخشنده است فقط برای او
و مهربان است فقط برای تو
"اشغالگر"
چشم های زیبا و وحشیِ جنوبیِ تو
قلبِ تنها و پر از شروه من
باید می دانستم
دخترکان جنوب
مثلِ نفت و گاز
سهم از ما بهترانند
"اشغالگر"
تو
یک کلمه ای در اول صفحه دفتری نو
من
یک نقطه در انتهای دفتری کهنه
تو شروعی و من پایان
"اشغالگر"
وقتی می خندی
حق را به حوا می دهم
که از درخت سیب خدا
یک لبخند بچیند
"اشغالگر"
بی دلیل زنده بودن ام
علت اش
بی تو بودنِ من است
"اشغالگر"
سکوت می کنم
به حرمت
همه آن کجا هایی
که هیچ وقت به مقصد نرسیدند
"اشغالگر"
حوای من
طعم بهشت می دهد
برگشتن ات
مانند آدم
وقتی خدا می بخشد اش
"اشغالگر"
تو از کدام دیاری
که چشمانت
به تلخی قهوه های کلمبیا
و لبخندت
به شیرینی شکر های برزیلی ست
"اشغالگر"
من بی تو
مانند نقاشی مونالیزا هستم
که لبخند ژکوند ندارد
برگرد
و کامل کن
من و نقاشی ات را
"اشغالگر"
قصه تنهایی من
مانند آن مادربزرگیست
که نوه ای ندارد
تا برایش قصه ها بگوید
"اشغالگر"
مترو
قطار
کشتی
خودرو
هواپیما
تو بگو
کدام را سوار شوم
که مرا به تو برساند
"اشغالگر"
در قلبِ من
و در عسلویه
مشعل روشن است
آنجا گاز را می سوزانند
اینجا دلم را
"اشغالگر"
انقلاب
نامِ دیگرِ چشمانِ توست
وقتی
به من نگاه میکنی
و در دلم آشوب می شود
"اشغالگر"
او چشمش نمی دید
و تو دلت
او پایم را لگد کرد
و تو دلم را
"اشغالگر"
تو و او
من و تو
هر دو را میگویی ما
ولی من کجا و او کجا
"اشغالگر"
ژکوند
نامِ لبخندِ توست
وقتی
دست در دستِ او
با لبخندی پر راز
از کنارِ من گذر میکنی
"اشغالگر"
کاش سیب بودم
همان سیبِ عزیزی که
خدا به خاطرش
آدم و حوا و شیطان را
از بهشتش بیرون راند
"اشغالگر"
وفادار تر از غمت
خیابانی ست
که زیر پایم
تنهایی هایم را
با من قدم می زند
"اشغالگر"
قلبِ من
بی تو
فقط خون را پمپاژ می کند
بدونِ ذره ای احساس
"اشغالگر"
اگر ملاکِ خدا بودن
تنهایی بود
بی شک
من پروردگارِ خدا بودم
"اشغالگر"
به صلیب کشیده ام
دلتنگی ام را
صلیبی از خدا ، تو و من
"اشغالگر"
سی و دو حرفِ الفبای فارسی
به صف شده اند
تا تو را توصیف کنند
"اشغالگر"
تو و الیزابت
هر دو ملکه هستید
تو در قلبم
و او در انگلستان
"اشغالگر"
کوتاه تر از این متن ها
مدت زمانی بود
که ما با هم بودیم
"اشغالگر"
تو اگر
آیه ای از قرآن بودی
به گمانم خدا
سجده بر نامت را
واجب می کرد
"اشغالگر"
آن روزها که من و تو ، ما بودیم
خاطراتت را
در گاوصندوق دلم مخفی کردم
برای روزهای مبادایی مثل امروز
که نیستی
ندارمت
"اشغالگر"
رابطه مستقیم دارند
قلم و یادت
به دست که میگیرم قلم را
می آید یادت
از پشت خروارها روزمرگی
"اشغالگر"
خوشا به حالِ خدا
که نگهدارِ توست
"اشغالگر"
حتی به جهنم هم رانده شوم
باز هم می چینم
سیبِ سرخِ خدا را
اگر حوای من
هوس سیب کند
"اشغالگر"
مهم نیست این فصل ها
که بی تو فقط عوض می شوند
نامشان چه باشد
وقتی دلم به وسعت باران گرفته باشد
"اشغالگر"
چگونه تحویل دهم
همه آن سال هایی را
که بی تو سر کردم
"اشغالگر"
یعنی می شود
روزی
من و تو
در زیر باران
با هم قدم بزنیم؟؟
"اشغالگر"
دلم لرزید
از لرزش دستان پدرِ پیرم
وقتی به من
سیلی می زد
"اشغالگر"
منظومه عشق است
خورشید چشمانت
"اشغالگر"
نبودنت
تلخ ترین واقعیت دنیاست
"اشغالگر"
و باز هم
بی تو آمد
بهار
"اشغالگر"