یعنی می شود
روزی
من
به تو برسم؟؟
"اشغالگر"
لعنت
به همه سرعت گیر های دنیا
که به جای سرعت
تو را از من گرفتند
"اشغالگر"
مرا
با دلی مرده آفرید
خدایی که
من را
بی تو خلق کرد
"اشغالگر"
کعبه باشد یا واتیکان یا بیت المقدس
فرقی ندارد
کجا تو را از خدا بخواهم
وقتی نرسیدن تقدیرمان است
"اشغالگر"
درمانده
منم
که مانده ام
تو را
از که بخواهم؟؟
"اشغالگر"
خدایا
تو همیشه تویی و یک رنگ
ولی من شرمنده ام که
گاهی بنده ام
گاهی سیب می چینم
گاهی شیطانم
و گاهی هم پشیمانم
"اشغالگر"
آهِ می کشم
برای بساطِ دلم
که تو را ندارد
"اشغالگر"
من تو را دوست می دارم
همان طور
که شیطان خدا را
"اشغالگر"
شیرینِ من
بیستونِ دلم را
فرهادِ یادت می کـَنَََد
"اشغالگر"
عشق
همان کابوس می شود
وقتی حتی در رویا هم ندارمت
"اشغالگر"
ساعت
اختراعی که
نبودنت را
به رخ ام می کشد
"اشغالگر"
زمین و آسمان
تفاوتی ندارند
وقتی ماه نباشد
"اشغالگر"
جهنم
همین تهران است
بی تو
"اشغالگر"
فرقی نمی کند
چه سازی می زنی
وقتی با من
همیشه ساز مخالف می زنی
"اشغالگر"
سرزمینی که
در آن عاشقت شدم
تا ابد دوستش دارم
"اشغالگر"
منبع درد است
حرف به حرفِ دلتنگی ام
برای تو
"اشغالگر"
نامت را
که بر کاغذ رای نوشتم
رای باطل شد
"اشغالگر"
گریه می کنم
چون اشک هایم
می خواهند
نامت را ببینند
"اشغالگر"
جمع همه عمرم را
از نگاهت تفریق کنم
مرگم می ماند
"اشغالگر"
تنها که می شوم
حس شاعرانه ام گل می کند
مانند خدا
که تا ابد تنهاست
و همیشه شعر می گوید
"اشغالگر"
باران می آید
ترافیک می شود
ماشین ها
در خیابان
و خاطراتت
در دلم
"اشغالگر"
ته می کشند
واژه ها
وقتی می خواهم
از دلتنگی ام
برای تو بگویم
"اشغالگر"
تو آمدی
همه باد دستانی پر از هدیه
می خواهند تو را ببیند
شرمنده ام که من
با دلی پر از غم می آیم
"اشغالگر"
یک نقطه می شود سنگتر از سنگ
وقتی
یک جمله ربطیِ عاشقانه را
تمام می کند
"اشغالگر"
جنگلِ بی باران است
دلم
بی تو
"اشغالگر"
تو
همیشه بوده ای
آن که نیست ، منم
میان واژه های دلتنگی ات
"اشغالگر"
حقِ وتو
نگاه توست
میانِ
اجماعِ فراموشی های متحد
"اشغالگر"
قصه من
غصه فرهادی ست
که نه شیرین دارد
نه تیشه
و نه کوه
"اشغالگر"
نیستی
و این حرف های نگفته ام به تو
می شود غم
می شود بغض
لابه لای واژه هایم
"اشغالگر"
دلت که ترمینالی شود
آنگاه
رهگذرانِ دلت
مسافرانی می شوند
که رسم شان شکستن است
"اشغالگر"
وقتی قرار بر رانده شدن باشد
فرقی نمی کرد حوا
از کدام درخت میوه بچیند
"اشغالگر"
عکسهایت
قدیمی ست
ولی
همیشه جدید می ماند
غمِ نداشتنت
"اشغالگر"
دستم به کاری نمی رود
وقتی دست هایت
در دستم نیست
"اشغالگر"
خدایا سلام
شصت و نه ثوابم
برای خودت
ولی
جوابِ سلامم را بده
"اشغالگر"
حتی نفس کشیدن
خفه ام می کند
وقتی
بغض نداشتنت
در گلویم باشد
"اشغاگر"
دردهایم
از حرف های مالکیتی ست
که آخرِ جمله ها می آید
"اشغالگر"
گاهی زمین گرد نیست
می شود
دو خط موازی
که هیچ وقت
مرا با تو
رو در رو نمی کند
"اشغالگر"
عینک ها
دروغ می گویند
نه تو را
نزدیک می کنند
و نه دلتنگی هایم را
دور
"اشغالگر"