توده ها
پر فشار باشد
یا کم فشار
فرقی ندارد
بی تو
آسمان چشمانم
همیشه بارانیست
"اشغالگر"
تو
ابراهیم بودی
یا دلِ من بت بود
که شکستنش
عادتت شد
"اشغالگر"
اگر پینوکیو می دانست
پدر ژپتویی که او را ساخت
از آدم ها خسته بود
هیچگاه
آرزو نمی کرد
آدم شود
"اشغالگر"
می دانم
به گور می برم
آرزویِ داشتنتی که
نداشتمش
"اشغالگر"
چشم هایم اینجایند
می بینند
ولی
جا مانده است
نگاهم
در نگاهت
"اشغالگر"
از شب های بی مهتاب نیز
تاریک تر است
روشنیِ روزی که
تو را
در آن نداشته باشم
"اشغالگر"
تو
تنها نامحرم دنیایی
که حتی خدا هم
دوست دارد
موهایت را ببیند
"اشغالگر"
پینوکیو
می خواهم عروسکی چوبی شوم
تَن ها قلب ندارند
نمی دانند احساس چیست
"اشغالگر"
تو
شبیه ترین ضمیر
به خدایی
وقتی
با این همه خواستن
فقط سکوت میکنی
"اشغالگر"
مرا به مقصدم می رساند
هواپیمایی
که رو به سقوط پرواز میکند
"اشغالگر"
دوزخ
چشمانِ توست
وقتی
مرا
مردد می کند
بین رفتن و ماندن
"اشغالگر"
مهم نیست
ثانیه شمارِ چراغ قرمزِ
خیابان های تهران
چه عددی را نشان می دهد
وقتی که
من سالهاست
پشت ترافیکِ دلت مانده ام
"اشغالگر"
توحش پلنگِ چشمانت
رم می دهد
آهوی بی پناهِ دلم را
"اشغالگر"
باد باشد
یا نسیم
فرقی ندارد
وقتی قرار است
هر چه بادا باد
"اشغالگر"
دلت
با کدام قدرت جهانی بود
که قطعنامه عشقم را
در شورای امنیت دلت
وتو کردی
"اشغالگر"
جاده ها دروغ می گویند
رسیدنی در کار نیست
وقتی
مقصد تو باشی
"اشغالگر"
خوش بحال آن راه
که هر وقت
مرا می بینی
خودت را به او می زنی
"اشغالگر"
واژه هایت را
بردار
و برو
می خواهم
همیشه من
برایت
شما بماند
"اشغالگر"
اگر وجدانت
گشت ارشاد بود
هر شب
تو را
به جرم بی وفایی
به ونِ تنهایی
راهنمایی می کرد
"اشغالگر"
دلِ آسمان گرفته بود
ابر آمد و او را بغل کرد
خورشید بغضش ترکید
و خدا گریه اش گرفت
"اشغالگر"
تعدادش مهم نیست
وقتی
ضمیرِ شخص
همیشه مفرد باشد
"اشغالگر"
آب و هوا
که با هم خوب شوند
با من بد می شوند
وقتی
آبی که پشت سرت می ریختم
هوای رفتن را
از سرت
نیانداخت
"اشغالگر"
دلم
نه بیت المقدسی داشت
نه نفت وگازی
نه طلایی
و نه حتی ثروتی
مانده ام که چرا اشغال شد
"اشغالگر"
صداهایمان
نزدیکند
ولی
دلهایمان
چه دور
این است
هنرِ عصرِ ارتباطات
"اشغالگر"
همیشه
وقتی دلتنگ می شوم
باران می بارد
بگذار اینبار
باران دلتنگ شود
و من ببارم
"اشغالگر
فرقی نمیکند
موازی باشد
یا مارپیچ
و یا گاهی مستقیم
جاده ای که زیر پایت
می خواهد
تو را از من دور کند
"اشغالگر"
خیالت آسوده
پای کسی در میان نیست
من
سالهاست
که تنها پیر می شوم
"اشغالگر"
خط استوا با آن همه گرمی
گاهی
به سردی یک قطب می شود
وقتی که تو
در آنجا
مرا
غریبانه نگاه می کنی
"اشغالگر"
مهم نیست
جهت
شرق باشد
یا غرب
شمال باشد یا جنوب
بی تو دلم
همیشه
به سمتِ جنوب می رود
"اشغالگر"
سفری
که مرا
به تو نرساند
بخیر نمی گذرد
"اشغالگر"
هزار بار هم
که دلم را
رفرش کنم
باز نمی شود
فیلتر دلتنگی دلم
"اشغالگر"
قطارِ روی ریل
راهت را برو
دستی برایت تکان نمی دهم
دیگر
مسافری ندارم
که منتظرش باشم
"اشغالگر"
روزنامه های صبح
نوشته اند
که عصر می آیی
و روزنامه های عصر نوشته اند
تو صبح می آیی
خودت بگو
کی منتظرت باشم
"اشغالگر"
اینجا
پیاده روها
عابر ندارند
بیا
من و تو
حتی برای لحظه ای
عابرِ همه پیاده روهای
خلوتِ این شهر باشیم
"اشغالگر"
من
تو را
مثلِ نخل ها
مانند قلیه
مثل خرما
چون آفتاب سوزان
مانند شرجی
به اندازه بوشهر
دوست می دارم
"اشغالگر"
بی تو
هفت آسمانِ دلم
همیشه ابریست
"اشغالگر"
کاش می دانستم
روزی او
هیزم تری میشود
برای
سرد کردن
آتش عشقمان
"اشغالگر"
روز معاد
همان روزِ میعادمان می شود
اگر
تو را
آنجا ببینم
"اشغالگر"
دلار یا یورو
فرقی ندارد
بی تو
همیشه
ریالی نمی اَرزم
"اشغالگر"