نه تانک داشتی
نه موشک
فقط یک دوستت دارم داشتی
از کجا باید می دانستم
که تو
یک اِشغالگری
"اشغالگر"
حتی
آلزایمر نیز
نمی تواند
نقشِ تو را
از خیالم
پاک کند
"اشغالگر"
کودک درونِ دلم را
می ترساند
لرزش های گاه و بی گاهِ
خاطراتت
"اشغالگر"
بودنت
دردِ دوری را
دردناک می کند
وقتی
سهمِ دیگران باشد
"اشغالگر"
میان این همه خط موازی
بیا و یک خط متقاطع باش
قطع کن
عادت همه نرسیدن های موازی را
"اشغالگر"
دنیایی
که تو را نداشته باشد
می شود خالی از سکنه
مانند آن سیاره ای که حیات ندارد
"اشغالگر"
می گویند روزی قیامت می شود
ولی
بی تو
هر روز
دلم
قیامت می کند
"اشغالگر"
دوست داشتنم را
اندازه ای نیست
مقیاس ها نمیدانند
عشق یعنی چه
"اشغالگر"
در این دنیای مجازی
تنها واقعیت موجود
عشقی بود
که به تو داشتم
"اشغالگر"
می گویند خدا تنهاست
ولی
تنهاتر از خدا
من هستم
که نه اویی دارم
و نه تویی
"اشغالگر"
می گویند
قلبِ شکسته
خانه خداست
خدایا
خانه هایت زیادند
ولی هیچکدامشان
آباد نیست
"اشغالگر"
روز به روز
غنی تر می کنی
اورانیومِ دلتنگیِ دلم را
دیگر
سانترفیوژِ دلم
تحمل این همه دلتنگیِ ندارد
"اشغالگر"
رفتنت
یک نسل کشیِ ضد عاشقی است
وقتی
نسلِ همه آرزوهایم را
یک به یک می کشد
"اشغالگر"
دلتنگی یعنی
تک درختی
باقی مانده
از یک جنگل
"اشغالگر"
رفتنت
سرطان خوش خیم عشقت را
در دلم
بدخیم میکند
"اشغالگر"
و تنهاتر از خدا
احساسِ من بود
که در قلبت
تنها ماند
"اشغالگر"
پرچمت
افراشته
بر دیوارِ کوتاه دلم
سرت را بالاتر بگیر معشوقِ من
"اشغالگر"
می گویند
از رگِ گردن نزدیکتر است
خدایی که تو را از من دور کرد
"اشغالگر"
باران، نمک می شود
وقتی
می پاشد
بر زخمِ دلم
"اشغالگر"
پلیس ضد شورشی را
توانِ مقاومت نیست
وقتی
خاطره هایت
در دلم شورش می کنند
"اشغالگر"
تهران
امنیت ندارد
وقتی
آغوشت را ندارم
"اشغالگر"
مهم نیست
کدام زبان را می خوانی
وقتی
زبان عشق را نمی دانی
"اشغالگر"
جنوبی باشی
و یک غروبِ سرخ
و یک خلیج به عظمت فارس
ولی دلتنگ باشی
آنگاه شروه خودش می خواند
"اشغالگر"
تنهایی یعنی
دو استکان چایی داغ می ریزم
ولی
یک استکان چایی
همیشه سرد می شود
"اشغالگر"
دکتر جان
اینقدر برایم
شربت گلو درد
تجویز نکن
آنچه را که در گلویم میبینی
چرک نیست
بغضِ یک عمر تنها زیستن است
"اشغالگر"
بزرگترین میدانِ عشقیِ جهان
یک میدانِ عاشقیِ مشترک ست
که شیب اش
همیشه سمتِ توست
"اشغالگر"
خدایِ من
من هم
مانندِ تو
لَم یَلِد وَ لَم یولَد
چقدر ما تنهاییم
"اشغالگر"
حجابِ چشماهایت را
رعایت کن
آتشم می زند
نگاهت
"اشغالگر"
می گویی
"إنا لله وإنا إلیه راجعون"
خوشا به حالت خدا
که به سویت بر می گردند
"اشغالگر"
میان همه ضمیر ها
"تو"
بی وفاترین ضمیرِ دنیایی
"اشغالگر"
وقتی هم نفسی نیست
نفس کشیدن را چه سود
"اشغالگر"